رشتههای قاهره: سفری در دل پارچه، فرهنگ و زمان
تقریباً صدای نیل را در سپیدهدم فراموش کرده بودم، تا آنکه این خاطره بازگشت: رودخانهای که زیر طلوع خورشید بهآرامی نفس میکشد و مه خنکش را به سوی برجهای بیدارشوندهی سنگی و رنگپریدهی قاهره میفرستد. بر بالکن اتاقم قدم میگذارم، قلبم با ریتم بوی شهر میتپد – تندی گازوئیل و بخور، آمیخته با چیزی سبز …