خلق مدل فرایند طراحی مفهومی مد: چارچوبی چهارمرحله‌ای برای نوآوری در مُد سطح‌بالا

مد در بالاترین سطوح خود، از صرفاً پوشاک فراتر می‌رود و به آمیزه‌ای از فرهنگ، روان‌شناسی و فلسفه تبدیل می‌شود. طراحی سطح‌بالا را «مد ایده‌محور» نامیده‌اند، با پیشگامیِ طراحان مفهومیِ پیشرو که آثارشان نماد نوآوری و بیان شخصی‌اند. در این نگاه، لباس نه‌تنها شکلی مادی، بلکه نظامی از نمادهاست. انسان‌شناسان یادآور می‌شوند که پوشش شکلی …

Creation of Conceptual Fashion Design Process Model: A Four-Phase Framework for High-Fashion Innovation

Fashion at its highest levels transcends mere garments to become a fusion of culture, psychology, and philosophy.  High-end design has been called “idea fashion,” led by visionary “fashion conceptualists” whose work epitomizes innovation and personal expression.  In this view, clothing is a system of symbols, not just material form.  Anthropologists note that dress is a …

جایی که دیدار هماهنگ می‌شود؛ مهندسی بصری شهریار حاتمی

در فضای آرام ، مجسمه‌های شهریار حاتمی مانند پازل‌هایی از نور و سایه ایستاده‌اند. هر قطعه در نگاه اول، مجموعه‌ای پراکنده از تکه‌های نقاشی‌شده به نظر می‌رسد که در هوا معلق‌اند — سیلوئت‌های فلزی و صفحه‌های شیشه‌ای که در لایه‌هایی چیده شده‌اند. اما کافی‌ست مستقیماً روبه‌روی یکی از آن‌ها بایستید تا دگرگونی شگفت‌انگیزی رخ دهد: …

Where Vision Aligns; The Visual Engineering of Sharyar Hatami

In a queit space, Sharyar Hatami’s sculptures stand like puzzles of light and shadow. Each piece initially appears as a disjointed array of painted fragments suspended in air – metal silhouettes and glass panes arranged in layers. Yet, step directly in front of one, and a wondrous transformation occurs: the fragments coalesce into a single, …

نقاب نهاد توسط سالار بیل

سکوتی سنگین بر تالار ضیافت می‌افتد، در حالی‌که گروهی غریب گرداگرد میز شام گرد آمده‌اند. در پرتو لرزان شمع‌ها که بر دیوارهای سنگی می‌رقصد، پیکرهایی با سر حیوانات، آراسته به جامه‌های فاخر انسانی نشسته‌اند. یک نجیب‌زاده با سر خوک، در کت‌وشلواری خوش‌دوخت، جامی از شراب را بالا می‌برد؛ روبه‌رویش، پیکری ظریف با لباسی روان، ماسک …

دارِ آرامِ خاطره توسط سالار بیل

من پالتویی را روی شانه‌های مادرم می‌اندازم؛ حلقه‌ای را کامل می‌کنم که سال‌ها پیش آغاز شده بود. او نخستین کسی بود که در کودکی مرا لباس پوشاند، و اکنون من از طریق طراحی، آن حرکت را بازمی‌گردانم. مادرم نخستین تأثیرگذار من در زمینه‌ی مُد بود – کسی که لباس‌های نوزادی‌ام را انتخاب کرد و شکل …

اپیستمولوژی، «پوشاک هم‌آمیختگی» سالار بیل

من از درون یک مجسمه‌ی پارچه‌ای می‌نویسم. اطرافم را پارچه‌هایی از گوشه‌و‌کنار جهان فرا گرفته‌اند – آویخته بر اندام‌ها و آویزان از تیرهای سقف – آرایشی رنگین از بافت‌ها و تاریخ‌ها. در چنین لحظاتی، آتلیه بیشتر شبیه رصدخانه‌ای از فرهنگ است تا محل کار: منم، سالار بیل، طراحی که به صدای پارچه‌ها گوش می‌سپارد. هر …