پوشاک و دوگانهٔ جنسیت: نقیضه‌ی جنسیتی، قدرت و سیاست‌های لباس از جرم‌انگاری دگرپوشی تا مردانی که لباس شب می‌پوشند

در سراسر تاریخ، پوشاک همچون زبانی بصریِ قدرتمند برای نشان‌دادن و تحمیل هنجارهای جنسیتی عمل کرده است. مرزبندی میان «لباس مردانه» و «لباس زنانه» غالباً امری طبیعی و تغییرناپذیر فرض شده و با ضمانت‌های اجتماعی و حتی حقوقی پشتیبانی شده است. در بسیاری از جوامع، عبور از این خطوط پوششی به‌صورت واقعی جرم‌انگاری می‌شد: در …

Dressing the Binary: Gender Parody, Power, and the Politics of Clothing from Criminalized Cross-Dressing to Men in Gowns

Throughout history, clothing has served as a powerful visual language for signaling and enforcing gender norms. The divide between “men’s” and “women’s” attire was often treated as natural and immutable, buttressed by social sanctions and even the law. In many societies it was literally a crime to cross these sartorial lines: Deuteronomy 22:5 in the …

تاریخ‌های درخشان: روایتی جهانی از فرهنگ و طراحی لباس‌های مهره‌دوزی‌شده با کریستال و مروارید

هنر آراستن لباس با مهره قدمتی به اندازه‌ی خودِ تمدن دارد. از همان زمانی که انسان‌های نخستین مجذوب درخشش صدف‌ها و سنگ‌های براق شدند، شروع کردند به دوختن این گنجینه‌های کوچک روی پوشش‌هایشان. در روزگار باستان، بسیار پیش از ثبت تاریخ، انسان‌ها از صدف‌های دریایی، دانه‌ها، سنگ‌ها و استخوان‌ها مهره می‌ساختند و با سوزن‌های ابتدایی …

Shimmering Histories: A Global Cultural and Design History of Crystal and Pearl-Beaded Dresses

The art of adorning clothing with beads is as old as civilization itself. From the moment early humans discovered the allure of shimmering shells and stones, they began stitching these treasures onto their garments. In ancient times, long before written history, people were already crafting beads from seashells, seeds, stones, and bone, and using crude …

پوشیدنِ تبعید: مدِ دیاسپورای ایرانی به‌مثابه حافظه، مقاومت و خودآراییِ سیاسی

مد ایرانی در دیاسپورا مسئله‌ای صرفاً مربوط به سبک و ظاهر نیست؛ متنی سیاسی، خاطره‌نگاری‌ای فرهنگی و عرصه‌ای برای مقاومتِ مداوم است. برای ایرانیانی که بیرون از سرزمین خود زندگی می‌کنند، پوشش از مدت‌ها پیش به زبانی بدل شده که در آن هویت، مخالفت و اشتیاق، گاه آرام و پنهان و گاه پرشور و نمایشی …

Wearing Exile: Iranian Diaspora Fashion as Memory, Resistance, and Political Self-Fashioning

Iranian fashion in the diaspora is not a matter of mere style – it is a political text, a cultural memoir, and a site of continual resistance. For Iranians living outside their homeland, clothing has long served as a language in which identity, dissent, and yearning are quietly – or flamboyantly – articulated. Since the …

نه شرقی، نه غربی: هویتِ جهان‌وطنیِ ایران از راه‌های ابریشم تا روزگارِ چندقطبی

در تاریخ، فلاتِ ایران در چهارراهِ قاره‌ها قرار داشت و میراثی عمیق از جهان‌وطنی پدید آورد. از روزگاران کهن، پارس شرق و غرب را از رهگذرِ راه‌های بازرگانی و تبادلِ فرهنگی به هم پیوند می‌داد. چنان‌که یکی از ناظران یاد می‌کند، شبکهٔ جادهٔ ابریشم «سراسرِ آسیا را در می‌نوردید و چین را به ترکیه و …

Neither East nor West: Iran’s Cosmopolitan Identity from the Silk Roads to the Multipolar Present

Historically, the Iranian plateau lay at the crossroads of continents, shaping a deeply cosmopolitan legacy.  From ancient times Persia connected East and West through trade routes and cultural exchange.  As one observer notes, the Silk Road network “spanned Asia, connecting China with Turkey and Europe,” carrying not only silk, spices and precious stones but also …

یخ در حالِ هوا شدنِ سالار بيل

یک مکعبِ یخِ کامل را در دست‌هایم در آغوش می‌گیرم و وزن و صلابتِ بلورینش را حس می‌کنم. در برابرم چون تندیسی خاموش از هندسه می‌ایستد—پاک، سرد و جنبش‌ناپذیر. در این هیئتِ یخ‌زده، هم‌گراییِ سکونِ تنها و شفافیتِ آینده‌گرا را درمی‌یابم؛ گویی پاره‌ای از معماریِ جهانی دیگر است. لبه‌ها دقیق‌اند، حدگذاری‌شده با ریاضیاتِ سخت‌گیرانهٔ طبیعت …