شکوفهٔ نامانوس سالار بیل
در سکوت تاریک اتاقک رهاشدهی موتور، سایههای ماشینها همچون استخوانهای غولهای منقرضشده کشیده میشوند. زنگزدگی بر تیرهای فولادی و پیستونهای شکسته میخزد؛ فرسودگی صنعت در سکوتی شبحگون طنین میافکند. در میان این گورستان آهنی، پیکرهای ظریف ایستاده است؛ پیچیده در جامهای از گلبرگهای پژمرده. هر شکوفه در برابر هندسهی سرد چرخدندهها و پرچها میلرزد و …