چگونه فرهنگ مردمی فشن را می‌سازد؟ (۱)

تا اینجا درباره‌ی ابرقهرمانان حرف زدیم حالا راجع به یک خرده‌فرهنگ دیگر صحبت می‌کنیم و آن مافیا یا گانگسترهاست. در سال ۲۰۰۰ مقاله‌ای چاپ می‌شود بانام «گانگستا در کلاس‌درس‌تان: چگونه آن‌ها را بشناسیم و معلم‌ها چه باید بدانند» چاپ می‌شود.

هشداری که در این عنوان به خواننده می‌دهد مانند هشدار شیوع یک بیماری یا یک وضعیت وخیم مسری‌ست. برای یک معلم قانون‌مدار، گانگستر شر است. این مقاله خیلی روشن ویژگی‌های این خرده‌فرهنگ خاص پست‌مدرن را مشخص می‌کند. گنگ‌ها خودشان را با نژادشان می‌شناند – افریقایی امریکایی، هیسپانیک، جنوب آسیایی، قفقازی و غیره و در محله‌های خاصی بزرگ شده اند.

تضمین وفاداری به یکدیگر از طریق آیین «63» انجام می‌شده، این عدد از شش طرف یک ستاره و سه شاخه چنگال ابداع شده، و در طول مراسم نیز، اعضای گروه به نوبت به مدت 63 ثانیه یک تازه‌وارد به گنگ را کتک می‌زدند. این مراسم پس از انجام برخی اعمال مجرمانه از جمله قاپیدن کیف، دزدی از فروشگاه، یا یک عمل خشونت آمیز صورت می‌گرفت.

در حالی که هم پانکی‌ها و هم گانگسترها از اقتصاد بد و سرخوردگی شهری به وجود آمده اند، بیشتر گانگسترها نیز با تخریب چند نسل به خاطر نژادپرستی رو به رو بودند.

و چون فرهنگ گانگسترها شبیه به قبیله‌هاست، هویت‌شان، از لباس گرفته تا نشانه‌های تنانی و ژست‌ها به شدت کنایه‌آمیز، آیینی و سبک‌ دارند. بنابر تاشا لویس، موسیقی رپ و نیز هیپ‌هاپ، در گنگ‌های افریقایی امریکایی و لاتین برانکس نیویرک در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به وجود آمدند.

 (دقت شود که هیپ از هیپستر آمده). در آخر این سبک‌ها به برکلین رسیدند و بعد کل امریکا و در آخر گنگ‌ها موسیقی و سبک و مد خود را پیدا کردند. از دهه‌ی ۱۹۸۰، هیپ‌هاپ سبک‌های مختلفی دارد و پدیده‌ای جهانی شده است.

در وهله‌ی نخست، سبک هیپ‌هاپ لیبل‌های ورزشی چون آدیداس، ری‌بوک، پوما، تیمبرلند، و کانورس بود. بعدها تامی هیلفیگر و نیز پیراهن‌های پولو به این سبک اضافه شد.

شلوارهای بگی، ژاکت‌های پف‌دار (اغلب با اسم گانگستر پشت آن)، کلاه کپ‌های بیس‌بال، اسنیکر، هودی‌های جرسی تمامی لباس‌های محبوبی بودند که با هم سبک اولیه‌ی هیپ هاپ را شکل دادند.

همانطور که تنوع موسیقی هیپ هاپ در دهه‌ی ۱۹۹۰ بیشتر شد، برندهایی مثل فت فارم، شان جان، و روکاویر به این سبک اضافه شدند. همانطور که لباس‌های برند در دهه‌ی ۸۰ محبوب بودند، خیاط هارلم دیپر دان برندهای لوکس فشن اروپایی مثل لویی ویتان، گوچی و فندی را با برچسب خودش از آن خود کرد، و این لباس‌های را نمونه‌ی لباس‌های مردانه‌ی بومی و گتو دانست.

مانند هر خرده‌فرهنگی، هیپ‌هاپ و زیرژانرش، رپ گانگستری، اسمبلاژی از زیورآلات را مثل اکسسوری‌ها، سبک مو و لباس‌ها (و نیز موسیقی و ایدئولوژی) استفاده می‌کنند تا سبک مشخصی را به وجود آورند.

رابطه میان این عناصر سبکی نظام نشانه‌ها را تولید می‌کند که معنا را به وجود می‌آورد چیزی که کرل تولانچ روایت‌های سبکی می‌گوید. هرچند رابطه میان اشیا (نشانه) و معنایش دلبخواهی‌ست، و تنها با قرارداد اجتماعی برانگیخته شده، معنای تولیدشده (در این مورد رپر گانگستر) با دانش و قدرت همراه است.

رفتارهای سبکی دیازپورای افریقا، آنگونه که تولاچ می‌نویسد، فرمی از دستور کاری‌ست که بخشی از فرایند خودبازگویی‌ست، یعنی جنبه‌ای از خودزندگی‌نامه را با انتخاب لباس‌هایی‌ست که فرد می‌پوشد.

در مطالعه‌ای بر روایت‌های سبکی دیازپوریای افریقا، تولاچ چارچوب تحلیلی به وجود می‌آورد که «استیل-فشن-لباس» می‌نامد تا نظام مفاهیمی را تفسیر کند که بر معانی و چارچوب‌هایی دلالت دارند که در روش‌شناسی مطالعات لباس قرار می‌گیرند.

تولاچ اصطلاح استیل یا سبک را برای نشان دادن دستور کار به کار می‌گیرد. وقتی استیل به گروهی از مردم اطلاق شود که خارج از افریقا بزرگ شدند (به خاطر تاثیر امپریالیسم و کلونیالیسم)، تاملی در فضاهای تراملی باید با باشد تا درکی از هویت‌های تازه شکل گیرد.

تولاچ استدلال می‌کند که چنین رویکردی می‌تواند به درک متوازع‌تری از استیل-فشن-لباس در میان مردمان سیاه‌پوست به‌عنوان تفسیری بر حس از خویشتن در موقعیت‌های رقابتی و فضاهای رقابتی برسد.

با استفاده از چارچوب نظری تولاچ، هیپ هاپ به‌عنوان سبک لباس افریقایی و لاتین گسترش می‌یابد و این گسترش با ازآن‌خودسازی لباس‌ها و اکسسوری‌های روزمره است (لباس ورزشی و برندهای مهم فشن) برای اینکه معنایی از وابستگی گروهی، دیده‌شدن و قلمرو ایجاد شود.

به همین شکل، چندلر و چندلراسمیث استدلال می‌کنند که سبک به‌اصطلاح افریقایی دربرگیرنده‌ی تداوم‌های فرهنگی از مفهوم بریکولاژ و تخیل فشن سیاه است چیزی که افریقایی نامیده می‌شود. این دو استدلال می‌کنند که هیپ هاپ معاصر سنت‌های اخلاقی خود را در نظام فشن سیاه از نو مطرح کرده تا تداوم خاطره و حسی از فضای مشترک و تعلق خاطر ایجاد شود.

لباس گانگستا نشان دهنده وابستگی و قلمرو در سراسر فضاهای خیالی آفریقایی-لاتینی است، به ویژه فضاهایی که در آن فقر و نادیده‌گرفته‌شدن اتفاق می‌افتد مثل گتو، و چیزی که چندلر و چندلر اسمیث آن را زهدان زیرزمینی هیپ هاپ نامیده اند.

این فضای تخطی‌گر هویت‌های شهری ترافرهنگی از موسیقی، زبان، و کدهای لباس استفاده کرده تا مقاومت اجتماعی را با تولید معانی تازه‌ی سبکی (بخوانید دستور کار) بیان کند، در حالی که به پیوندهایی با نمونه‌های اولیه و افریقایی از آداب و اجرایی رسیده که چندلر و چندلر اسمیث از آن با عنوان «گتومحوری» یاد کرده اند.

گتومحوری و فرهنگ پاچوکو بخشی از کدهای پوشاکی مردان سفید و نرمال شد، و با تصاویری از مردان خارجی خود فرهنگ عامه‌‌ی انگلو بازی کردند – دندی جنوبی، قمارباز غربی، گانگستر شهرهای مدرن … و گسستی با ساختار دیگری‌بودن‌شان ایجاد کردند.

از زمان راه‌افتادن تلویزیون‌های کابلی و ام‌تی‌وی در دهه‌ی ۱۹۸۰، خرده‌فرهنگ هیپ‌هاپ با رسانه‌ها، فشن، صنایع بازاریابی برای تولید انبوه خشونت و جنبه‌های منفی زندگی گتو استفاده شده: فقر، موادمخدر، جرم، و بازداشت نهادی.

هیپ‌هاپرهایی مثل فیفتی سنت، اسنوپ داگ، امینم، و تبلیغ کد لباسی‌شان به‌مثابه‌ی «بازیکن‌ها» – تی‌شرت‌های سفید گشاد و پیراهن‌های بیسبال، شلوارهای بگی، کلاه‌های کپ – زبان دیداری را ساختند که به مفاهیم فرهنگ خیابانی گره خورده اند.

نقش‌های کلیشه‌ای مردان مثل «بازیکن» یا «پیمپ» [جاکش] از طریق لباس پوشیدن و زبان بدن جنسی‌شده ترویج می‌شوند، «و در این نوع پوشش کت و شلوار آرمانی و گوچی، کفش‌های از پوست تمساح و کلاه‌ها و جواهرات سفارشی طراحی شده » و جملگی این‌ها به معنای مصرف‌گرایی، جایگاه اجتماعی و ثروت این افرادند. هم‌چنین نشان دهنده‌ی لذت گرایی‌ست که نقطه‌ی مقابل ارزش‌های پروتستانی سفیدپوستان است.

هر کسی که با اولین فیلم نوآرها آشنایی داشته باشد، می‌داند که هیچ فاکتور تعیین‌کننده ثابتی برای گانگستر و جنایتکار وجود ندارد. او یا لباس متفاوتی می پوشید تا فرقش با آدم خوب معلوم شود (چیزی که در فیلم های سیاه و سفید کم و بیش مورد نیاز است)، و یا بیشتر ژولیده است تا اضمحلال خود را نشان دهد.

با این حال، همزمان با ظهور فیلم نوآر در دهه 1940، یک مد خاص در میان مردان لاتین تبار در کالیفرنیا که خود را پاچوکوس می‌نامیدند به وجود آمد. پاچوکو که از تگزاس و مکزیک سرچشمه گرفته، به عنوان نوعی پلی‌بوی خیابانی ظاهر شد که به پیراستگی و ظاهر پر زرق و برق خود افتخار می کرد.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *