فشن، بدن‌ها و فرهنگ‌ها (۲)

برای دیویس، هویت اجتماعی چیزی بیش از نمادهای طبقه یا موقعیت اجتماعی است، اما شامل هر جنبه ای از خود است که افراد برای برقراری ارتباط نمادین با دیگران از آن استفاده می کنند. در رابطه با فشن، این شامل عمدتاً ابزارهای غیرگفتمانی بصری و لمسی برای بازنمایی در یک زمینه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است.

این تعریف الاستیک است، و تمرکز عمدتاً روی چیزی خواهد بود که دیویس (1994: 26-27) از آن به عنوان “وضعیت های استاد” یاد می کند، از این دیدگاه که دوسوگرایی راهی برای اجرای نقش های جنسیتی، هویت طبقه اجتماعی، سن و تمایلات جنسی از طریق فشن باز کرده است که برای به چالش کشیدن موارد ثابت، ایجاد تغییراتی در درک زیبایی، ایده آل ها و موقعیت در این فرآیند است.

تمایل فشن برای تغییر به دلیل ترویج تصویری از زنان به عنوان اشیاء، حفظ ساختارهای طبقاتی، و برای جلوگیری از پایداری مورد انتقاد قرار گرفته است. بی‌معنای ظاهری تغییر فشن همچنین طنزی را به دنبال داشته است، به عنوان مثال، اسکار وایلد در سال 1887 می‌نویسد که: “فشن شکلی از زشتی است که آنقدر غیرقابل تحمل است که باید هر شش ماه آن را تغییر داد” (2004: 39).

غیرقابل اعتماد بودن فشن، اگرچه برای هدف صریح طنز بیان شده است، برای مثال، تغییر تصورات از زیبایی به شکل گیری هویت به عنوان اسکیزوفرنی اشاره دارد. نمایش هویت اجتماعی بسیار شخصی است. ما هویت‌ها انتخاب کرده ایم، بدن ما را می پوشانند و در زیر نقاب‌مان، گرما و رایحه‌ی خود را به این سطوح آلامد منتقل می کنیم.

اما آنها همچنین به عنوان پیام های اجتماعی تعلق به خود و گروه عمل می کنند. اصطکاک بین فردیت و اجتماع که در یک توسعه بصری و نمادین مستمر اعطا می شود، ریشه در مشاهدات اصلی زیمل دارد که در ابتدا در سال 1904 منتشر شد.

او استدلال کرد که ساختار دگرگون‌کننده در فشن از طریق تنش اجتماعی بین تمایز و تقلید به وجود می‌آید – چیزی که او تنظیم اجتماعی را از طریق «قضاوت زیبایی‌شناختی» نامید – که در آن نمایش نمادین وضعیت در یک فرآیند پذیرش خطی کپی می‌شود. این پیشرفت به سمت یک نقطه اشباع‌شده و اجتناب ناپذیری حرکت می کند که این نظام را راه اندازی مجدد می کند.

از این نظر، شکل دادن به هویت یک بازی غم انگیز است، بمب ساعتی که به عنوان بخش اجتناب ناپذیر انتشار و اشباع اجتماعی، خودش منفجر می شود. اگرچه زیمل این مفهوم را اصلاح کرد، مشاهدات او کاملاً جدید نبود.

در سال 1818، ویلیام هازلیت، منتقد هنری، فشن را به عنوان «درهم آمیزی عجیب از تضادها، همدردی ها و ضدیت ها توصیف کرد. تنها با مشارکت آن در میان تعداد معینی از افراد وجود دارد و ماهیت آن با ابلاغ به تعداد بیشتری از بین می رود».

در حالی که این تضادها اساس برخورد فعلی با هویت فشن را تشکیل می دهند، مفهوم مرگ بر اثر محبوبیت نیز با نگاه به استقامت برخی از گرایش‌ها مانند چاپ پلنگی به چالش کشیده می‌شود، همانطور که دگم تمایز از طریق وارونگی آن، یعنی شیک به نظر رسیدن، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

اسکیزوفرنی اجتماعی فشن بر اساس سلیقه، دسترسی و «دستکاری هنرمندانه» صنعت فشن است. در اوایل قرن بیست و یکم، کارکردهای درونی هویت فشن هنوز نبض صنعت فشن است که تا حدودی عرضه و در نتیجه ابزارهای درگیر شدن در بازی اجتماعی مفشنرا کنترل می کند.

با این حال، پیش‌فرض این قضاوت زیبایی‌شناختی در طول زمان در راستای تغییرات در صنعت، جامعه و هنجارهای اجتماعی تغییر کرده است. چشم انداز تاریخی در اینجا گنجانده شده است تا زمینه سازوکارهای رقابت وضعیت را به شیوه معاصر فراهم کند.

مانند بسیاری از جنبه های دیگر زندگی کندی، انتخاب او برای پوشیدن لباس هایش از نظر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فنی و شخصی در معرض گمانه زنی ها بوده است. فروش کلاه از دهه 1950 کاهش یافت و کندی به احتمال توسعه‌ی این محصول را به اوج خود رساند.

اما دیدگاه های دیگری نیز وجود دارند. آیا ظهور مرد بی کلاه بازتابی از فرهنگ در حال شکوفایی جوانان بود؟ آیا علت آن افزایش خودروهایی بود که نسبت به تراموا یا اتوبوس فضای کمتری برای کلاه داشتند؟ یا اینکه کندی می‌تواند صرفاً به این دلیل توضیح داده شود که او می‌خواهد موهای زیبا را به نمایش بگذارد؟

از منظر فشن، کندی به دلیل جایگاه اجتماعی، موقعیت قدرتمندش و آنچه که به عنوان “عامل جالب” او توصیف شده است، یک ترند بود. او دوران گذار را سپری می‌کرد و به شیوه‌ای بسیار جزئی، برخورد دوگانه‌ی او نسبت به کلاه ممکن است منعکس کننده این موضوع باشد.

او به‌عنوان یک ترندساز، در انتشار گرایش به بی کلاهی و در عین حال تقلید از حال و هوای امروزی نقش بسزایی داشت. از این نظر، انتخاب های طنزآمیز کندی را می توان به عنوان جریانی در فشن خواند. این جریان در فشن به‌ عنوان پذیرش سبک های جدید در فشن توسط مصرف‌کننده درک می شود.

این پویایی اجتماعی توسط صنعت فشن، فرهنگ و زمینه های اجتماعی را مشخص می ‌کند. جریان‌های فشن – که گاهی به آن حرکت‌های قطره‌ای نیز گفته می‌شود – بر نیاز متناقض به ویژه افراد متحرک اجتماعی برای تمایز فردی و شناسایی گروهی استوار است.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *