در اینجا، ساخت ژاپنی بودن تنها از طریق روابط با غرب اتفاق می افتد. حرکات نوستالژیک کیوتو اترانژه این دوتایی ها را متزلزل می کند و دوباره کد می کند. گاننت ها با هوای نوستالژیک خود، اختلاط فیلمنامه ها، جلوه های عکاسی که گذشته و حال را محو می کنند، بخشی از ایجاد یک سنت جدید، در تعادل بین چیزهای ژاپنی و غربی می شوند.
گفتمان از دست دادن و سوگواری برای آنچه مریلین آیوی ناپدید میشود، تحمل میکند. اما نوعی تصاحب مجدد کنایه آمیز نگاه غربی، ادعای هویت جهان وطنی، و ساخت دنیای پست مدرنی که در آن دولچه گابانا، رومئو جیگلی و بتی جکسون در کنار پرده های بامبو و تشک های تاتامی جای خود را می گیرند، نیز همینطور است.
این بر اساس کاهش هر دو به عناصر مصرف است، زیرا سرمایهداری مصرفکننده در جوامع صنعتی پیشرفته به ما این ظرفیت را میدهد که هم لباسهای کیوتو و هم لباسهای اروپایی را مصرف کنیم. در واقع، برای سوژه ژاپنی استیضاح شده، اسنوب توهین یا لقب نیست. این یک ایده آل برای تلاش است، شاخصی از ثروت ژاپن پس از جنگ.
در سطحی دیگر، لباس، فضا، ژست جهان وطنی، برای ژاپن مدعی عناصر هویتی خاصی است و تکههایی از میل را بسیج میکند، خود اگزوتیسمی تولید میکند و ترکیبی از عناصر غربی و نگاهی غربی را تولید میکند که غرب را در بازی خودش شکست میدهد و آنطور که دوباره مینویسد، تمایز شرقشناسی را زیر و رو میکند.
این برهه ای از روابط تاریخی و ژئوپلیتیکی را نشان می دهد، جایی که خوداگزوتیسم و تصاحب غرب در یک ژاپن بازسازی شده و ضروری، پیوستن ژاپن به موقعیت دولت-ملت قدرتمند را نشان می دهد. این لحظه ای از اعتماد را نشان می دهد، جایی که سوگواری برای گذشته ای اساساً ژاپنی، تضادهای وضعیت ژاپن به عنوان یک کشور سرمایه داری پیشرفته و به عنوان یک رقیب مشخص نژادی غرب، به طور موقت، از طریق مصرف شاد و مطمئن حل می شود.
این مقاله پیشنهاد میکند که نشانگذاری نژادی در واقع میتواند از طریق قدرت خرید طبقه متوسط بالا متعادل شود، حتی از بین برود. مشکل هویت که در اینجا مطرح میشود نه تنها با لحظهای از توسعه سرمایهداری متاخر، یا به توسعه پسامدرن، با دلالت آن بر تمرکززدایی معادل همه سوژهها و حذف روابط خاص قدرت از نظر تاریخی، مرتبط است.
موقعیتهای لغزنده و چندگانه ژاپنیها در نشریات، موقعیتهای لغزنده دولت-ملت ژاپن در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 را به خود اختصاص داد زمانی که تسلط اقتصادی، اعتماد فزاینده، تحقیر/ تحقیر غرب، و مسائل نژادی در چارچوب تاریخی تهاجم امپراتوری ژاپن و شکست در جنگ جهانی دوم، نفوذ غرب و اشغال ژاپن پس از جنگ رخ میدهد.
ساخت هویت ژاپنی و تصاحب/ اهلی کردن/حفظ اشیاء غربی را باید در این تاریخ سیاسی رسوبی دید. آنچه در اینجا مطرح می شود بسیار پیچیده تر و خاص تر از ظهور یک جامعه اطلاعاتی پسامدرن، مصرف کننده در سرمایه داری متأخر است.
اگر ترکیب نوستالژیک شرق و غرب ریوکو تسیلشین، هویت جهان اول ژاپن را از طریق چهره زن ساخته است، مقاله مشابه همان ماه در ریوکو تسیلشین برای مردان ژاپن را مرد نشان می دهد. ژاپن مردانهشده در اینجا بر آسیای جنوب شرقی زنانه و جنسیشده تسلط دارد و دوتایی جنسیت را بر دوتایی داخلی/خارجی میپوشاند.
کیوتو اترنگر موقعیت موضوعی زن را در رابطه با غرب اتخاذ می کند، یعنی در موقعیتی که در آن استعاره های مشرق زمین به مثابه زنانه بازگردانده می شود. همچنین زنان مجرد را بهعنوان سوژههای مصرفکننده نمونه میسازد که از این طریق توانایی مصرف و در نتیجه کشف مجدد ژاپنی بودن ضروری خود را دارند.
مجله مردانه آسیای جنوب شرقی را به عنوان شرق زنانه و عجیب و غریب تسلیم سلطه مردانه ژاپن ایجاد می کند. تاریخچه تجاوز نظامی ژاپن، استعمار، و اشکال مستمر استثمار، مانند تورهای جنسی بدنام ژاپنی و غربی در تایلند، کره و فیلیپین، زیرمتن اینجا را تشکیل می دهد.
در هر دو مسائل مربوط به مردان و زنان در ریوکو تسیلشین، زن خلوص اساسی هویت ملی را به تصویر می کشد که توسط نفوذ خارجی به خطر می افتد. در شماره مردانه، مقاله و عکسهای ضمیمه حول محورهای سنت/ مدرنیته، غربگرایی/اگزتیکیسم و تفاوتهای شبانی/شهری میچرخند.
در سرتاسر، زن گفتمانهای مربوط به هویتهای ملی را تقویت میکند، ابتدا در برابر خطر و فساد ایستادگی میکند، سپس نقطه ورود به فرهنگ را ارائه میکند و در نهایت به عنوان نمونه ای از خلوص تایلندی ضروری به کار می رود که به زودی توسط تجاوز اجتناب ناپذیر مدرنیته و غرب زدگی ویران می شود.
عنوان قطعه، “ارینتال ارینتالد” با یک صفحه بزرگ و دو صفحه ای آغاز می شود. اولین عکس دارای یک عکس است، احتمالاً از افق بانکوک. در سمت چپ شرحی با حروف کوچک وجود دارد: آیا ما آسیای جنوب شرقی را از دید غربی ها نمی بینیم؟
ممکن است برای آنها (یعنی غربی ها؛ ضمیر مذکر استفاده می شود) درست باشد که در مورد خود تأمل کنند، نگاهی تازه به آسیا بیندازند و آن را نوعی اقتدار معنوی و این چیزها ببینند. اما این یک اشتباه است که ژاپن این رویکرد را در پیش گرفته و آن را به طور کامل ببلعد. ما سفری برای جمع آوری اطلاعات به بالی و تایلند داشتیم، نه فقط از شرق شناسی، بلکه به عنوان بخشی از ساکنان همان دوران در آسیا.
در اینجا، مجله مردانه خود را از شرقشناسی غرب متمایز میکند و یک فضای زمانی از هویت آسیایی را که ژاپن با تایلند مشترک است، ارائه میکند. هدف فرضی پرهیز از شرقشناسی به سبک غربی است، اما این متن تضادهای هویت ژاپنی را بیان میکند:
یک نوسان دوسوگرا بین برابری و برتری، بین همبستگی آسیایی با تایلند و بالی و میل به برابری با غرب به عنوان یک قدرت جهان اول که دیگر کشورهای آسیایی را مستعمره می کند. علیرغم مقاصد نویسنده، موقعیت های نابرابر ژئوپلیتیکی را نمی توان پاک کرد.
ورود آنها به فرودگاه باعث اعتراف مجرمانه از ناهنجار بودن روابط ژاپن با آسیای جنوب شرقی می شود. نویسنده به تفسیر ژاپنی در مورد فقر آسیای جنوب شرقی و ثروت ژاپن اشاره می کند و نشان می دهد که دومی با هزینه اولی به دست می آید.
او ضمن اعتراف به قانعکننده بودن این دیدگاه، کنایهآمیز را نشان میدهد که از این طریق برتری ژاپنیها را مجدداً توصیف کرده و آسیای جنوب شرقی را در موقعیتی فرودست قرار داده است. در عوض، او می خواهد به تایلند در منظر افوراتتو (مسطح) نگاه کند، همانطور که فرض می شود برابر است.
بر این اساس، او و خدمه کاملاً مردش با طراحان مد، صاحب تنها مدرسه مد بانکوک، و یک مترجم، در یک رستوران تایلندی جدید پر از تایلندیها و غربیهای «اسنوب» شام میخورند. موقعیت ژاپن در یک اقتصاد سیاسی پایان یافته روز بعد به وضوح نمایان می شود.
این مردها بر سر یک دانش آموز ژاپنی اتفاق می افتند که یک داستان هشداردهنده برای مرد ژاپنی بی احتیاط بیان می کند. یک دختر سکسی تایلندی که توسط یک دختر سکسی تایلندی به یک باشگاه استریپ استریپ اغوا می شود، صورتحساب گزافی به او ارائه می شود و تهدید به خشونت می شود مگر اینکه پرداخت کند. زبان تند و سریع او او را نجات می دهد، اما نویسنده تجربه دانش آموز را گزارش می دهد، هم برای خوانندگانش و هم به این دلیل که راهنمای زن او (که به یک محرم و یک مورد میل تبدیل می شود) از او می خواهد که این کار را انجام دهد.
زنان اینجا نماینده جذابیت عجیب و غریب اما خطرناک تایلند هستند. با این حال، روابط استخراجی که به مردان ژاپنی امکان می دهد دقیقاً به عنوان مصرف کننده در صنعت سکس به تایلند سفر کنند، نادیده گرفته شده است. به طور قابل پیش بینی، نویسنده به طور متناوب بین حرفه های غافلگیری در مدرنیته تایلندی و درک گناه آلود که غافلگیری او فرضیات خود را از برتری ژاپنی ها نشان می دهد.
از اغوای منطقه چراغ قرمز و بازدید از محله چینی ها، خدمه عصر را در دیسکویی به نام ناسا به پایان می رساند. موضوع فضایی و ویدیوهای ام تی وی باعث تأمل نویسندگان می شود، زیرا او خاطرنشان می کند که روندها به همان سرعتی که در ژاپن اتفاق می افتد به تایلند می آیند.
او سپس منعکس می کند که از آنجایی که بانکوک یک کلان شهر بزرگ است، اطلاعات جدید در “زمان واقعی” منتشر می شود. در اقدامی که سرشار از احساس گناه لیبرال است، او با روحیه ای اعتراف می کند که این دنیای دیسکوها و ام تی وی در واقع بخشی از تایلند معاصر است و کسانی که اصرار دارند به دنبال “تایلند عجیب و غریب” باشند گمراه هستند. او می گوید: «آینده تایلند باید توسط تایلندی ها تعیین شود» (34).
رفرنس شرق/غرب، سنت/مدرنیته، در بخش های بعدی می گذرد. مردان به یک بازار آخر هفته که در آن کالاهای بین المللی در دسترس است، یک رستوران تایلندی که منوی آسیایی ارائه می دهد، و خانه یک غربی معروف مهاجر در بانکوک، جایی که فضای داخلی ترکیب شرق و غرب را در بر می گیرد، سفر می کنند.
بازدید از بازار شناور، ارتباطی را با فیلم پورن نرم امانوئل برقرار می کند – ارتباطی که با کاندومی که در رودخانه شناور می شود تشدید می شود. نظر نویسنده فرضیات خود را در مورد عجیب و غریب بودن تایلند نشان می دهد: «بالاخره، مردم اینجا زندگی خود را می گذرانند.
درست است، طبیعی است که چنین چیزی به راه بیفتد.» نویسنده در اظهاراتی مرتبط، متوجه آنتنهای تلویزیون در میان مناظر عجیب و غریب میشود و میگوید: «ساکنان این اطراف در همان سال 1989 زندگی میکنند».
این تلاشها برای بیهوشیزدایی از منظره، در بازنویسی اغماض ضمنی نویسنده موفق هستند. سنت و مدرنیته بعداً به ثبتهای شبانی و شهری تغییر میکند. بانکوک مخفف ترکیبی از طبیعت عجیب و غریب و جهان وطنی است، اما با توجه به استان های تایلند، مظهر فساد این شهر بزرگ است.
خدمه با خروج از بانکوک به چیانگ مای و به دهکده ای در مرز برمه پرواز می کنند که راهنمای آنها در آنجا متولد شده است. متن و عکس برداشتهای عجیبوغریب شبانی را تقویت میکند: مردمی که در رودخانه با پسزمینهای از معماری سنتی شنا میکنند و بازی میکنند، راهبان نشستهاند و فانتا مینوشند، عروسکهای چوبی، و بازرگانان در فضای باز که پوست حیوانات را میفروشند.
بازگشت آنها به فرودگاه بانکوک به پایان می رسد، زیرا نویسنده تعامل با یک پیشخدمت را توصیف می کند. او با خجالت و خودآگاهی خجالتی به نگاههای آنها پاسخ میدهد، و باعث میشود که در مورد زنان ژاپنی که زنانگی خود را فراموش کردهاند، سخنان نویسندگانی مطرح شود.
او به طرز نوستالژیکی، از طریق چهره پیشخدمت که از خلوص هویت تایلندی قبل از تجاوز به غرب زدگی دفاع می کند، به گذشته ای پیشاپیش اشاره می کند. «اما با چنین غربی شدن و شهرنشینی سریع، شاید همه چیز، مانند خودآگاهی پیشخدمت، از بین برود.
با فکر کردن به آینده، [احساس میکنم] کمی مالیخولیا، اما نمیتوان کمکی کرد. چون سرنوشت تایلند متعلق به تایلندی هاست. با این حال، من فقط میخواهم که آنها بتوانند از فشارهایی که ژاپن تجربه کرده، اجتناب کنند.»
در اینجا نویسنده نوستالژی سرمایه داری و امپریالیستی را برای خلوص گذشته قبل از نفوذ سرمایه داری (ژاپنی و غربی) بیان می کند.
همانطور که رناتو روزالدو (1989) و تحلیلگران دیگر اشاره کرده اند، نوستالژی دوران طلایی را پیش از ویرانی که دقیقاً توسط کسی که برای ویرانی سوگواری می کند – در این مورد، توسط سرمایه ژاپنی به وجود می آورد، تجلیل می کند. قرار گرفتن در معرض ژاپنیسازی، غربیسازی، شهرنشینی و سایر نیروهای دنیوی، خلوص این گل تایلندی را از بین میبرد و او را تبدیل به روسپیهایی سخت و تهدیدآمیز میکند که دانشجوی بدبخت ژاپنی یا زنان ژاپنی معاصر را فریب میدهند.
روزنامهنگار با سوگواری سرنوشت تایلند از طریق پیشبینی سرنوشت پیشخدمت، سوگواری میکند که به وضوح به زیانهای مدرنسازی و از دست دادن هویت در ژاپن میپندارد.
ماهیت جنسیتی این سوگواری چشمگیر است. همانطور که در قطعه Kyoto Etrangere، هویت ملی اساسی از طریق زن ترسیم می شود. رابطه ژاپن با تایلند از لحاظ جنسیتی به عنوان یکی از سلطه مردان مطرح می شود، که در آن مردان ژاپنی از طریق نگاهی که به پیشخدمت زن معطوف می شود و از طریق دوستی و صمیمیت با راهنمای زن خود نفوذ می کنند.
پشیمانی محافظی که نویسنده در برابر پیشخدمت احساس میکند و رومانتیسم/اروتیسم فزاینده رابطهاش با راهنما از رابطه استعماری نو استعماری مردان خارجی با تایلند از طریق صنعت سکس است.
در نهایت، برای نویسنده، آشنایی با تایلند مانند صمیمی شدن با یک زن است. در واقع، این دو فرآیند تقریباً همزمان هستند. پس در اینجا، ژاپن موقعیت اغواگر در خطر انقراض، جان فاحشه، خیره کننده مردانه، برادر بزرگتر محافظ و معشوق احتمالی را در تایلندی زنانه و عجیب و غریب اتخاذ می کند.
دوگانگیهای مشابه به وضوح از طریق عکاسی و طراحی ظاهر میشوند که مانند متن، بین تصور کردن تایلند به عنوان یک کشور برابر و با فرض برتری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ژاپن در نوسان است.
عکسها باینریهای عجیب/غربی، سنتی/مدرم، روستایی/شهری را مضمون میکند: عکسهایی از خیابانهای شلوغ شهری و ایستگاه قطار که در روشنایی خشن و دانهدار روز به تصویر کشیده شدهاند، با عکسهای عجیب و غریب از بازار شناور، عروسکها و عروسکها دنبال میشوند. معابد در یک صفحه با عکسی از پذیرایی بسیار شیک در مدرسه طراحی جایگزین می شوند.
زنانی که تکههای گوشت و بستههای محصولات را میفروشند، در عکسهای تیره ظاهر میشوند که فقط با هاله طلایی عجیب و غریب روشن شده است، در حالی که صفحه مقابل صحنه دیگری از خیابان شلوغ را نشان میدهد که با تبلیغات برجسته سونی همراه است.
یک حاشیه قرمز رنگ که برای تداوم طراحی در سراسر قطعه استفاده می شود، عجیب و غریب بودن را از طریق طراحی گرافیکی رمزگذاری می کند. قرمز روشن و عمیق، هنگامی که با عنوان “مشرق گرایی” همراه می شود، تداعی هایی را با قرمز چینی و نمادهای انحطاط و بیگانه بودن تداعی می کند.
از لحاظ تصویری و بصری، تایلند بهعنوان «دیگری» عجیب و غریب ساخته شده است، که صدای نویسندهای عجیب و غریب را تقویت میکند. بخش دوم تمرکز را از مکان به افراد تغییر می دهد. در یک پانل قرمز روشن که در این بخش قرار دارد، کاراکترهای سیاه و سفید گرافیکی منطق قطعه را نشان میدهند:
“به منظور تماس با بانکوک جدید که آینده خود را به عنوان یک جامعه مصرف کننده انبوه روبرو می کند، تصمیم گرفتیم با افراد با استعدادی ملاقات کنیم که “اکنون” را برجسته می کنند” (42).
تصاویر در صفحات بعدی سه موضوع مصاحبه هستند: یک طراح لباس. برادرش، طراح داخلی؛ و صاحب تنها مدرسه طراحی تایلندی. مرحله پیشفرض توسعه تایلندی در این زمینهها به عنوان موضوع این مقاله ظاهر میشود، علیرغم قصد ادعایی نویسندگان برعکس.
به عنوان مثال، همیشه تأثیر قابل توجه ژاپنی ها ذکر می شود: طراح در دوران کودکی کتاب های کمیک ژاپنی را می خواند، در حالی که رئیس مدرسه در یک مسابقه طراحی ژاپنی برنده شد و در دوران جوانی خود چندین ماه را در توکیو گذراند.
مصاحبه شوندگان ژاپن را با تایلند مقایسه می کنند. از یک طرف، آنها می گویند، رده های بالا به همان اندازه در توکیو باسن و آگاه هستند. از سوی دیگر، درجه نسبتاً بالای طبقه بندی طبقاتی به این معنی است که سطح متوسط سبک تایلندی به چیزی نیاز دارد که آنها “سطح بالا” می نامند.
حسرت نوستالژیک برای از دست دادن هویت سنتی تایلندی از نیاز به کنار گذاشتن سنتی (تورادیشونارو) تایلند – حداقل برای لحظه – به منظور ایجاد به اصطلاح “تایلند جدید” جدایی ناپذیر است.
با این حال، شاید برجسته ترین ادعای توسعه نیافتگی تایلندی از طریق عکاسی رخ می دهد. هر یک از سه مصاحبه شونده در یک فضای داخلی چشمگیر عکس گرفته شده اند: یک صندلی شیک مشکی در مقابل پس زمینه سفید، یک میز فوق مدرن در برابر قفسه های گرد کتاب، سیاه و سفید گرافیکی مدرسه طراحی.
با این حال، در هر مورد، نور به طور همزمان خشن و کم نور است، گویی که برق کافی نبوده است. در نتیجه، هر عکس یک حس یکپارچهسازی با سیستمعامل دارد که به شدت با مهآلودگی زیبای کیوتو etrangere تضاد دارد. گویی این مردان در واقع در همان «زمان واقعی» ساکن نیستند.
