علاوه بر این، عکسها عناصر کوچکی از آنچه را که میتوان بهعنوان ساختوساز توسعه نیافته خوانده شود برجسته میکند: برای مثال یک کلید چراغ یا لولههای در معرض سفید که رنگ آمیزی شدهاند. خواسته یا ناخواسته، چنین رویههایی یک اغماض ضمنی را نسبت به وضعیت «در حال توسعه» تایلند در دنیای طراحی نشان میدهد.
این مردان تایلندی به عنوان هم آسیایی ها، برادران نویسنده ژاپنی انتخاب می شوند. با این حال، آنها برادران کوچک خود باقی می مانند، در موقعیتی که می توانند از نمونه ژاپن درس بگیرند. ژاپن به عنوان یک زن نافذ مردانه در تایلند و به عنوان خواهر و برادر بزرگتر از مردان تایلندی است.
اگر تایلند عجیب و غریب باشد و از نظر جنسیت پستتر شود، انتشار دومی با عنوان «بالی، سلام» بالی را به عنوان نوع دیگری از شرق میسازد – این بار بهشت گرمسیری و مکان تجدید معنوی، عرفان و طبیعت بکر.
بالی به یک زمین بازی تبدیل می شود که در دسترس گردشگران ژاپنی و غربی است. به عنوان یک بهشت طبیعی خالی از سکنه، به صحنه ای برای مصرف اوقات فراغت مردانه ایده آل تبدیل می شود: لذت مردانه به عنوان فعالیت تفریحی.
گسترش مد مردانه با یک شات از کلاب مد بالی در شب باز می شود. نورها از داخل اتاق ها می درخشند، در حالی که نورهای سبز رنگ استخر و شاخ و برگ، درختان نخل را که آسمان نیلی را در حاشیه قرار داده اند، روشن می کنند. سبز رنگ عملی است که نشان دهنده طبیعت، بهشت، مناطق استوایی است، برخلاف رنگ قرمز عجیب و غریب شرقی که برای تایلند استفاده می شود.
با حروف سبز، عنوان آغازین را مییابیم: به دنبال استراحتی برای روح و جسم، به سمت جنوب پرواز میکنیم. بهشتی دور از زندگی شهری ما در برابر ما گسترده شده است. ما می خواهیم به سمت تعطیلاتی برویم که بتوانیم وقت خود را هر طور که می خواهیم بگذرانیم. نه تعطیلات معمولی ژاپنی، تحت فشار زمان و بر اساس برنامه تور.
اجازه دهید شما را با مدهای تابستانی تابستانی آشنا کنیم که با جذابیت های عجیب و غریب کلاب مد بالی مطابقت دارد و لذت های شیک پوشیدن را به ما ارائه می دهد (46).
پخش عکس یک زوج جوان سفیدپوست بیست ساله را نشان می دهد. او موهای بلوند ضخیم و مواج دارد، در حالی که زن سبزه است و یک اگزوتیسیسم مدیترانه ای یا لاتین را رمزگذاری می کند. این عکسها این زوج را در محیطهای مختلف در کلاب مد بالی نشان میدهند: غذا خوردن، بوسیدن، خیره شدن از میان شاخههای نخل به ما، استراحت در استخر، رقصیدن، دوچرخهسواری، ژست گرفتن در ساحل.
مرد به وضوح قهرمان داستان است، و گهگاه او را به تنهایی به تصویر می کشد: در ورزشگاه، شناور در آب با پیراهنی گلدار، دراز کشیدن روی صندلی چوب دستی. پیام مصرفگرایانه مردانگی را از طریق رئالیسم واضح و سرمایهداری ترسیم میکند، نه رمانتیسم شاعرانه مورب کیوتو etrangere.
در اینجا، عکس ها به طور کامل در حال حاضر، یک بروشور توریستی برای Club Med هستند. نمایش لباس ها در تنظیمات مختلف Club Med، پیشنهادات متنوع استراحتگاه را برجسته می کند.
مرزهای بین سفرنامه، تبلیغات و روزنامه نگاری مد در تنها درج نوشته شده با صدای کپی رایتر تجاوز می کند. این فیلم با پسزمینه مرد شناور در استخر تنظیم شده است، زیرا کپی از فضیلتهای تعطیلات فعال و ورزشی برای مردان موجود در استراحتگاه تمجید میکند.
باز هم، برای مردان موضوع اصلی فعالیت در مردانگی ژاپنی کنونی است که از طریق ورزش و فعالیت های اوقات فراغت بیان می شود – نه فانتزی نوستالژیک مبهم ارائه شده در همتای زنانه آن.
این استیضاح مصرف کننده مردانه با تصاویر نژادی مقاله بیان می شود. استفاده از مدلهای سفید خوانندگان ژاپنی را به روشهای متناقضی قرار میدهد. از یک طرف، ایدهآل سفید جذابیت را دوباره به تصویر میکشد و جذابیت تقلید نژادی را تقویت میکند.
این تصور قوی است، با توجه به این واقعیت که به نظر می رسید هیچ یک از مدل ها برای خوانندگان غربی آشنا نیستند. کسی مشکوک است که هیچکدام به اندازه ژاپن در ایالات متحده یا اروپا موفق نخواهند شد، و به یک رویه نواستعماری ادامه می دهد که مشاغل پردرآمد ژاپنی را به “استعدادهای” مشکوک غربی ارائه می دهد که می توانند از ذخایر عجیب و غریب خود سرمایه گذاری کنند.
از سوی دیگر، استفاده از مدلهای سفید، جایگزینی نژادی در ژست برابری میکند، که نشاندهنده جهانوطنگرایی و برابری با غرب است که احتمالاً ژاپنیها از طریق مصرف به آن دست یافتهاند.
گسترش چنین جهانوطنی فقط از طریق سفرشان به کلاب مد بالی، جایی که ژاپنیها میتوانند تعطیلات کلیشهای، گروهگرا و برنامهریزیشده را برای استقلال اروپاییتر و بدون تجملات پشت سر بگذارند، افزایش مییابد.
این قطعه هم آرمان اروپایی-آمریکایی را در بر می گیرد و هم نشان می دهد که ژاپن به غرب رسیده است، به طوری که خوانندگان ژاپنی می توانند به صفوف غربی ها در موقعیت های تسلط نواستعماری بر بالی به عنوان مصرف کنندگان بهشت طبیعی آن بپیوندند.
در اینجا، تساوی بزرگ بین ژاپن و غرب، سرمایه است، و مجله مد، اشکال مختلف تفاوت را به فرصت های کالایی برای مصرف فرو می ریزد. مکانها، اشیاء، لباسها و تجربیات خود را در صفحات براق به همان اندازه در دسترس مخاطبان ما قرار میدهند.
گسترش انتقالی این برداشت ها را افزایش می دهد و عکس مد و تبلیغات را از بین می برد. مدل نر نشان داده شده در “بالی، سلام” در برابر شاخ و برگ سبز و هیبیسکوس قرمز ظاهر می شود.
عکسها هیچ شرحی ندارند و به جز عدم وجود شرح و علامت تجاری محتاطانه شرکت در گوشه پایین سمت چپ، از بقیه موارد قابل تشخیص نیستند.
مقاله زیر، “Club Med Bali”، گزارش و تبلیغات را در توضیح کلاب مد و امکانات آن بیشتر محو می کند. این قطعه دو صفحه ای روزهای معمولی در کلاب مد را توصیف می کند و اطلاعاتی در مورد قیمت ها، بسته ها و امکانات به ما می دهد.
در عکس های فراوان هیچ ژاپنی به عنوان مهمان وجود ندارد. بلکه مناظر، مدلهای سفید یا عکسهایی را میبینیم که همه مهمانان سفیدپوست هستند. بالیایی ها به دلیل غیبتشان به چشم می آیند، مگر برای یک یا دو کارمند خندان که پشت میزهای سرویس ایستاده اند.
اینجا در کلاب مد بالی، به نظر میرسد که عکسها میگویند، مسابقه مهم نیست. ژاپنیها میتوانند جای خود را در میان مصرفکنندگان توریستی جهان بگیرند که از ناراحتی نژادی در برابر غربیهای سفید پوست دست نخورده و بومیهای قهوهای که به نظر میرسد فقط نیازهای مصرفکنندگان جهان اول را برآورده میکنند، اذیت نمیشوند.
بخش پایانی اطلاعات، سفرنامه و تبلیغات را در مقاله ای با عنوان “ماراتن بالی” ترکیب می کند. این ماراتن که توسط شرکت ژاپنی نیتو حمایت می شود، بخشی از تعطیلات ورزشی و فعال است که فضایل آن در کلاب مد بالی تجلیل شد، ورزش مردانه عروسی به کلیشه های بالی به عنوان اسرارآمیز، عجیب و غریب، معنوی و نزدیک به طبیعت.
صدای نویسنده خواننده را در چنین محیطی در حال دویدن تصور میکند، همراه با نقشه مسیر و گزارشی از مناظر و صداهایی که دوندگان با آنها روبرو میشوند.
در یک حرکت معمولی استوایی شرقی شرقی، بالی به وسیله ای برای مرد خسته و خسته ژاپنی تبدیل می شود تا خود را از نظر جسمی و روحی تجدید کند و به او نوید بدنی منظم و انرژی مردانه را می دهد.
بالی در لباس بهشت طبیعی (پیش سرمایهداری) به عنوان یک شی مصرفی به ژاپنیهای سرمایهدار عرضه میشود. در اینجا شاهد ساخت مستمر شرقشناسیهای آسیایی متمایز هستیم که تضادهای هویت ژاپنی را مینویسند.
هم آسیایی و هم سرمایهدار/امپریالیستی پیشرفته، ژاپن میتواند تایلند و بالی را بهعنوان کشورهای دیگر مرتبط و در عین حال متفاوت بسازد. در اینجا نقوش طراحی گرافیک آموزنده است.
استفاده از رنگ قرمز در بخش تایلندی، تایلند را به عنوان گرم، عجیب و غریب، جهانی و در نهایت بیگانه نشان می دهد، در حالی که رنگ سبز بالی، طبیعی، دست نخورده و استوایی را به تصویر می کشد. هر دو سایتی برای لذت مردانه هستند.
در تایلند، گروهی از مردان برای کشف تایلند معاصر سفر میکنند تا تایلند معاصر را کشف کنند، که از تمایلات جنسی زنانه، شکوه عجیب و غریب، و اوقات فراغت شهری با تکنولوژی پیشرفته برخوردار است. در بالی، مردان به صورت دگرجنسگرا در تعطیلات ورزشی سالم، شنا، ورزش، دویدن در ماراتن، یا استراحت در فضای باز در کنار دریا یا استخر همراه هستند.
در هر یک، آسیایی بودن بهطور متفاوتی موضوعبندی میشود، و تضادهای وضعیت ژاپن بهعنوان یک قدرت سرمایهداری با نشان نژادی را پیشزمینه میکند. ژاپن با یک تایلند آسیایی همبستگی ایجاد می کند، اما نمی تواند بر آن تسلط نداشته باشد – به عنوان اغواگر مرد یا به عنوان برادر بزرگتر.
با بالی، آسیایی بودن مشترک به جای ژست برابری با اروپا و ایالات متحده کاهش می یابد. در اینجا، استفاده از مدلهای سفید و سفرنامه در کلاب مد بالی، سبک یورویی را هم بهعنوان موضوع تقلید و هم موقعیت موضوعی خواننده ژاپنی مینویسد.
بالی به یک مکان تمایز نیافته برای تجدید تبدیل می شود، به عنوان یک منطقه استوایی. به نظر نمی رسد مردم بالی این دید از زیبایی های عجیب و غریب را مختل کنند، مگر به عنوان ویژگی های بی نام منظره استراحتگاه. در اینجا، اضطراب های نژادی هم موضوعی است و هم از بین می رود.
بومیان بالقوه تهدید کننده وجود دارند، اما به عنوان غیر مردمی، وسایل طبیعی شده از منظره. البته هرگز نمی توان تهدید را به طور کامل مهار کرد، زیرا حضور آنها، هر چند به حاشیه رانده شده باشد، بازگشت سرکوب شدگان است، افراط و تفریط که از مهار فرار می کند.
در مقابل غرب، پیام این است که مصرف و قدرت اقتصادی میتواند نشانههای نژادی را خنثی کند، زیرا ژاپنیها میتوانند ظاهراً در موقعیتی معادل غربیها به بالی سفر کنند. اما هرگز نمی توان به طور کامل به برابری دست یافت.
نگرانیها از طریق مدلهای سفیدپوست بازمیگردند، که هژمونی اروپایی-آمریکایی را دوباره توصیف میکنند، حتی در حالی که این هژمونی به عنوان امتیاز مشترک ژاپن ادعا میشود.
نگرانیها در چهرههای سایهدار بومیان تجسم مییابد، که نمیتوان آنها را در تلاش برای مصرف بالی به عنوان بهشت استوایی خالی از جمعیت پاک کرد.
هر دو مدل سفید و بالی به عنوان یادآور نیروهای توسعه اقتصادی نواستعماری، استعمار آگاهی، دوگانگی همزمان نسبت به نشانهگذاری نژادی و اجتناب ناپذیری مطلق آن هستند.
در این سایتهای متفاوت، صنعت مد پیچیدگیهای شکلگیری سوژههای ژاپنی را در طول دورهای از اعتماد اقتصادی و قدرت ژاپنی میبافد.
با وجود این قدرت اقتصادی رو به رشد، ژاپن همچنان یک نیروی نسبتاً به حاشیه رانده شده در صنعت مد است: تقریباً یک همتا، اما نه کاملاً.
شرقشناسیهای قدیمی به شکلهای جدید و از لحاظ تاریخی خاص منتقل میشوند، زیرا ژاپنیها اکنون تحت نشانههای تجربیگرایی با فناوری پیشرفته ظاهر میشوند، مبتکران پارچه و شکل که قراردادهای لباسهای فرهنگی خاص را دوباره به کار میگیرند یا بهعنوان خالقانی پیشرفته که نقش زنانه را بازی میکنند تقریباً برابر موضوع کارشناسی ارشد اروپایی نه کاملا/نه سفید.
با توجه به این زمینه ژئوپلیتیکی نژادی، خودبیگانگی و تخصیص مجدد شرق شناسی در کیوتو etrangere اهمیت جدیدی پیدا می کند. فتیشیسم کالایی در اینجا به راه حلی برای نگرانی ژاپنی ها در مورد از دست دادن هویت و موقعیت متناقض آن به عنوان یک دولت ملی سرمایه داری با نشان نژادی تبدیل می شود.
مصرف مطمئن راهی برای غلبه بر نشانه های نژادی و رفع نگرانی ها در مورد از دست دادن معصومیت، خلوص، ژاپنی بودن ضروری و سنت می شود. شاید بتوان گفت که این اعتماد همیشه و فقط جلوی ضرر را می گیرد.
اما در اینجا، نژاد تفاوت است که تفاوت ایجاد می کند. در مواجهه با گفتمانهای شرقشناسی که از سایتهای غربی مستقر شدهاند، Kyoto etrangere این شرقشناسیها را برای اهداف خود از نو به کار میگیرد، و موقعیتی غربی را به خود اختصاص میدهد، همانطور که از گفتمانهای بومیگرایانه منحصربهفرد فرهنگی، نیهونجینرون نیز استفاده میکند. «کیوتو، تفرجگاه اسنوب» این گزاره را پیش میبرد که ژاپن نیز وارد ردههای اول ملت سرمایهداری پیشرفته شده است.
کیوتو بهعنوان تفرجگاه اسنوب نشاندهنده بازیابی غرور است – که کیوتو نیز شایسته توجه همهگیر ما است، حتی اگر نام «تفریح اسنوب» هژمونی طبقه متوسط رو به بالا را تضمین کند.
این ژاپن آنقدر مطمئن است که می تواند به طعنه خود را از نگاه غرب ببیند و شرق شناسی های غربی را دوباره به کار ببندد، ژاپنی آنقدر قدرتمند که از طریق مصرف می تواند بهترین شرق و غرب را در تجسم «ژاپنی واقعی» در هم آمیزد.
پیوستن ژاپن به رتبههای مصرفکنندههای جهان اول، نسخهای از شرق را به عنوان محلی برای نوستالژی (پیش) سرمایهداری میسازد، خواه سفر به کیوتو، تعطیلاتی که قدرت و سلطه مردانه را تضمین میکند، یا لباسی که شرق و غرب را در هم میآمیزد. در یک سنتز شرقی جدید.
مد، فتیشیسمهای کالایی را میسازد که چنین مصرفی را دعوت میکنند، در حالی که همزمان نوستالژی سرمایهداری برای گذشته نابتر و پیشاسرمایهداری حاکم بر ارزش مصرف را پرورش میدهد.
به عنوان مثال، یوجی یاماموتو دیدگاه خود را از زمانی بیان می کند که عملکرد بر زندگی مردم حکومت می کرد. “آنها [ژاپنی ها] فکر می کنند می توانند همه چیز را مصرف کنند… آنها فکر می کنند می توانند همه چیز را بخرند. این بسیار ناراحت کننده است. بنابراین من بسیار خوشحالم که به آن دوران بازگشتم که مردم نمی توانند چیزی بخرند، زمانی که مردم مجبور به زندگی می شدند. با چیزهای بسیار ساده اطرافشان» (یادداشت شهرها و لباس ها).
اشتیاق یاماموتو برای گذشته ماقبل سرمایه داری تا حدی محصول همان صنعتی است که معیشت خود را تامین می کند. او کاملاً درگیر بازتولید چنین نظامی است – همانطور که همه ما هستیم – و آرزوی تاریخی را دارد که در نابودی آن مشارکت داشته است.
به طور مشابه، تایلند و بالی بهعنوان مکانهای متفاوت نوستالژی عمل میکنند: در مورد تایلند، برای دورهای از بیگناهی و سنت قبل از مدرنسازی و غربیسازی، بهعنوان محلی برای نمایش تأسف برای از دست دادن ژاپن پیشاسرمایهداری. بالی، برای طبیعتی بی بند و بار قبل از شهرنشینی و به عنوان محل مصرفی تجدید معنوی.
این مجله مد پیشنهاد می کند که هم تایلند و هم بالی به ژاپنی ها آنچه را که از دست داده اند یادآوری کنند، اما این ضرر غیر قابل جبران نیست. از طریق مصرف، ژاپنی ها می توانند معصومیت از دست رفته خود را (دوباره) تجربه کنند، بدون اینکه آسایش سرمایه داری پیشرفته را که ضرر اولیه آن را تضمین می کرد، به خطر بیندازند.
سلطه اقتصادی نواستعماری ژاپن دسترسی به تجدید معنوی را تضمین می کند. با این حال، چنین قطعیت های ظاهری هرگز قطعی نیستند. ژاپن از طریق تضاد ساختاری ساخته شده است، از طریق فقدان ساختاری در هسته آن، هویت ها همیشه در روابط متفاوت ساخته می شوند.
سرکوب این تضاد مستلزم عملکردهای دوسوگرایانه هویت ملی است که ملیت را به عنوان جوهره ای منحصر به فرد و بی زمان مطرح می کند. بنابراین ساخت اسانس باید پیوسته باشد، در چندین سایت، در رجیسترهای متعدد تکرار شود.
در دنیای مد، مانند جاهای دیگر، «ژاپن» شکلی در برابر غرب به خود می گیرد، چرا که هم از هژمونی های غربی در فرآیند بازنویسی و رقابت گفتمان های شرق شناسانه تقلید می کند و هم به چالش می کشد. همبستگیهای پانآسیایی با تناقض همراه است، زیرا آسیای جنوب شرقی به محلی برای مصرف ژاپن تبدیل میشود که توسط روابط سلطه نواستعماری امکانپذیر شده است.
این تضادهای پیچیده، «ژاپن» را در برههای تاریخی از قدرت اقتصادی ژاپن و توجه به تاریخ آسیا و عجیبگرایی آسیایی نشان میدهد که با ظهور نسل جدید پس از جنگ همراه بود که تاریخ قبلی ژاپن برایشان واقعاً عجیب بود.
یک پیام کلیدی که در بین این سایت ها منتشر شده این است که نژاد مهم است. نژاد فضای تفاوت بین پروژههای استعماری ژاپن، سرمایهداری ژاپنی و آن پروژهها در غرب را نشان میدهد و از نظر نژادی آن رقابتهای میان امپراتوری را نشان میدهد.
زمانی که پروژه های توسعه طلبانه ژاپنی، علیرغم درخواست از همبستگی آسیایی، سایر کشورهای آسیایی را مستعمره می کند، نژاد فضای تضاد را رقم می زند. فراخوانی از شرق و غرب و فرهنگ ضروری ژاپنی، استعمار نو و سلطه سرمایه داری دولت-ملت ژاپن، در حوزه ای رخ می دهد که همیشه از قبل نژادی شده است.
استعاره های نژادی با جنسیت آغشته شده اند، زیرا زن مظهر هویت ملی ذاتی است که در برابر نفوذ مردانه غرب زدگی و شهرنشینی آسیب پذیر است.
او شکل حقارت را می نویسد، چه یوجی یاماموتو در منظره یاب کوچک، چه پیشخدمت تایلندی سرخ شده در فرودگاه بانکوک- یا مادام باترفلای.
درهم آمیختگی جنسیت، نژاد و ژئوپلیتیک در شرق شناسی هایی که من توضیح دادم نفوذ می کند، زیرا آنها به شیوههای متفاوت و متناقض در گفتمانهای مد، داستانهای جدید و خاص تاریخی را به روشهای کاملاً آشنا مینویسند و تضادهای هویت ژاپنی را جعل و بازسازی میکنند.
