من پالتویی را روی شانههای مادرم میاندازم؛ حلقهای را کامل میکنم که سالها پیش آغاز شده بود. او نخستین کسی بود که در کودکی مرا لباس پوشاند، و اکنون من از طریق طراحی، آن حرکت را بازمیگردانم. مادرم نخستین تأثیرگذار من در زمینهی مُد بود – کسی که لباسهای نوزادیام را انتخاب کرد و شکل اولیهی ارائهی من به جهان را رقم زد. روانکاوانی چون زیگموند فروید تا دونالد وودز وینیکات به اهمیت عمیق این پیوند اشاره کردهاند: فروید مادر را نخستین موضوع عشق کودک میدانست (عقدهی ادیپ)، و وینیکات نوشته بود که چهرهی مادر، نخستین آینهایست که نوزاد خود را در آن بازمیشناسد. من، مانند هر کودکی، در پارچههایی پیچیده شده بودم که با دستانی عاشقانه انتخاب شده بودند.
فلاسفه و شاعران از دیرباز به مقام مقدس مادری آگاه بودهاند. مولوی، عارف بزرگ ایرانی، مینویسد: «ما از عشق زاده شدهایم؛ عشق مادر ماست» در این مجموعه کوچک، من با قرار دادن مادرم در نقش همزمانِ مدل و الههی الهام، به این حرمت ادای احترام میکنم. این وارونگیِ نقشها به مطالعهای در دوگانگی و خویشتنداری تبدیل میشود؛ تنشی لطیف میان حضور و غیاب شکل میگیرد. او در برابر دوربین در لباسهای من ایستاده، کاملاً حاضر، اما خاطرهی کودکی که زمانی لباس بر تنش میپوشاند، همچون هالهای نامرئی در فضا باقی است.
طراحی صحنه این روایت را تقویت میکند. مادرم، در میان مجسمههای کلاسیک به تصویر کشیده شده، به پیکرهای زنده تبدیل میشود – الههای الهامبخش که در قاب نمادهای نیاکانی ایستاده است. مجسمههای کنار او همچون نگهبانانی به نظر میرسند که از او مراقبت میکنند، همانگونه که او در کودکی از من مراقبت میکرد. این تابلوی تصویری پلی میسازد میان گذشته و حال، و میراث ایرانیمان را با نگاهی جهانوطنانه در هم میآمیزد.
خود پوشاک تعادلی است میان حیا و جسارت، بازتابی از آرامش دلنشین و قدرت سترگ عشق مادرانه. هر لباس ترکیبی از سادگی و ساختار است، و در تضادها شعر میآفریند – تاریکی و روشنی، افتادگی نرم و برشهای دقیق – که دوگانگی ذات مادری را بازتاب میدهد. تمامی لباسها با دست، از مواد ارگانیک و سازگار با محیط زیست ساخته شدهاند – ادای احترامی به مادر زمین و نیز به هنر پرورشگریای که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
در نهایت، این مجموعهی کوچک لباسهای رِدی تو وِر است که نشان دهد چگونه مد میتواند روایتی از پرورش و هویت را بازگو کند. نخستین لباسهایی که در زندگی بر تن میکنیم، به انتخاب مادرانمان است – و همانها اثری پاکنشدنی بر درک ما از خود بهجا میگذارند. با پوشاندن کسی که روزی مرا پوشاند، داستانی شخصی از قدردانی و تداوم را میبافم. این مجموعه یادآور آن است که در پس هر دوخت و درز، یک داستان خاستگاه نهفته است – در اینجا، تأثیر ماندگار یک مادر و عشقی که تار و پود وجود ما را شکل میدهد.
کالکشن مینی با عنوان: «دارِ آرامِ خاطره» به بافندگی و تأمل درونی اشاره دارد. دار، نمادیست برای ساختن پارچه (و ساختن تاریخ)؛ و خاطره، آن را در گذشته ریشهدار میکند. این عنوان با الهام از لویییز بورژوا، که مادر بافندهی خود را آینهای از خویشتن میدانست و از نخ برای ترمیم زخمهای روانیاش بهره میگرفت، به پیوند آرام و بیصدا میان نسلها اشاره دارد؛ دوختن آرام تاریخ خانوادگی در تار و پود سکوت و مراقبت
