چگونه فرهنگ مردمی فشن را می‌سازد؟ (۴)

پیش زمینه رفتار جنسی و استثمار زنان، زیرمجموعه‌ی گانگستر معروف به جاکش، جنسیت شهری سیاهان را در نقطه ای افراطی قرار می دهد که تاریک ترین جنبه تاریخ آنها، یعنی برده داری را به شکلی تکراری نشان می‌دهد.

با این حال، یک بُعد تاریخی دیگری نیز برای جاکش وجود دارد که در فریبکار هست. جاکش‌ها و حیله‌بازان هر دو «جذاب» هستند، و از تعریف قدیمی‌تر «جاکش» اقتباس شده اند، یعنی تلاش برای متقاعد کردن کسی به روشی پر زرق و برق.

این زرق و برق است که با کلاه لبه پهن، جواهرات فراوان، سگک کمربند و کت خز بلند، به ظاهر مبهم و عجیب جاکش، چه در زندگی و چه در موزیک ویدیو و فیلم، جلا و شکوه داده است.

به قول ایتن کوین، «پدر جاکش» مرفه، مشغول نمایش آشکار ثروت مادی خود است («کادی تاپ»، ​​«لباس» و «ثروت»). کالایی کردن زنان («خراب‌ها»، «بچ‌های درجه یک») توسط جاکش سوپرجنسی در زبان کوچه و بازار معنا می‌شود.

منظره‌ی دندی اهمیت مدیریت تأثیر را در پیش‌زمینه نشان می‌دهد: نام‌گذاری («یک جاکش به نام شورتی»). شهرت (“نافتاده”)؛ و شناخت («صلح کردن»). جاکش «اشراف» فرهنگ گانگستری است که «تحسین و شناخته می شود» و تمام نشانه های «شهرت، ظاهر و اوقات فراغت» را بر بدن خود دارد.

در میان دارایی های فراوان این شخصیت، او هیچ تمایزی بین پول، موقعیت و زن قائل نیست. کوین در ادامه می نویسد که «جاکش نمادی از تحرک رو به بالا برای مردان سیاه پوست طبقه کارگر است، که به طرز شگفت انگیزی از طریق سیاست های شدید سبکی، از نوعی که در طول تاریخ توسط نظم اجتماعی غالب تحمیل شده است، امتناع می ورزد».

هجوم او به تاریخ محرومیت مادی سیاه این است که خود را به یک آواتار زنده و نفس گیر مصرف تبدیل کند، که در آن آشکار بودن امری ناچیز است.

کوین استدلال می‌کند که «شکل جاکش، احتمالاً به‌طور کامل در برابر پویایی ادغام جریان اصلی، مشارکت در بازار، و تقلید سفیدپوستان مقاومت کرده است».

تقلید سفیدپوستان کم‌تر قابل بحث است، زیرا چنین تلاش هایی به تقلید از شخصیتی ختم می شود که از قبل هرج و مرج و تقلید را برای اهداف خود مهار می کند.

برای مبارزه با کلیشه‌های مخربی که در مورد فرهنگ سیاه‌پوست مردانه وجود دارد، محققان موسیقی و فرهنگ عامه به دقت به ظرافت‌های بیان خود در اشعار موسیقی رپ در بیش از یک دهه نگاه کرده‌اند، به‌ویژه برای دیدن فرای بیش‌مردانگی، خشونت ، و زن‌ستیزی.

متیو اوور دریافته است که بسیاری از موسیقی‌دانان سیاه‌پوست مایلند یک «پدر شایسته» برای مبارزه با «مفاهیم رایج در مورد بی‌مسئولیتی والدین مرد سیاه‌پوست، قافیه‌بندی در مورد تأمین، محافظت و عشق به مادران و فرزندانشان» ایجاد کرده اند.

در حالی که او اذعان می کند که ارزیابی قوی به دلیل مقدار مطالب و روش های مختلف بدست آوردن آن دشوار است، الگویی ظاهر می شود که در آن رپرها عشق و تحسین صمیمانه مادران خود و در برخی موارد خواهر و برادر و پدر را نشان می دهند.

به طور خاص، آنها طیف وسیعی از احساسات انسانی را به نمایش می گذارند – خشم، تحقیر، غم، عشق، شادی – که توسط منتقدان و بارها، مدافعان این سبک موسیقی در تحقیقات هیپ هاپ ناشناخته مانده است.

در رابطه با تحقیقات در مورد مردان سیاه پوست و خانواده، این رپرها ظاهراً “مراقب فرزندان خود هستند”. بدیهی است که مادر یک شخصیت واقعی و نمادین است که زیربنای ماهیت تعلق و گذر شخصی است – مفاهیمی که در فرهنگ شهری سیاه پوستان مرکزیت دارند.

اما یک مطالعه گسترده تر از رپ، رپ گانگستری را تبرئه نمی کند، نسخه خاصی که در دهه 1990 ظهور کرد. چاریس کوبرین ادعا می کند که یک نظرسنجی گسترده از رپ گانگستری نشان می دهد که تقریباً 65 درصد شامل نوعی خشونت است.

او ادعا می‌کند که در حالی که چنین موسیقی ابزار سیاسی قدرتمندی برای مقاومت سیاسی است، اما اثربخشی آن زیر سوال است، زیرا تنها به نفع عده‌ای معدود، یعنی گانگسترها و «پیپ‌های» اوست، و چارچوبی مسلط را تداوم می‌بخشد که لزوماً نماینده‌ای از تفاوت‌های ظریف‌تر و تصویری جامع از موسیقی رپ یا فرهنگ سیاه نیست.

این بدان معنا نیست که اشعار نادرست هستند. اما به عنوان یک نیروی فرهنگی، موسیقی رپ گانگستری ویژگی خاصی از زندگی شهری را ارائه می دهد.

چنین مشاهداتی که به شکل برجسته‌تری در نظر گرفته می‌شوند، سؤالاتی را در مورد مأموریت و آینده فرهنگ گانگستری، علت مبارزه آنها و روش مبارزه با آن ایجاد می‌کنند.

اشتباهات سیاسی گفتمان گانگستری در اشتباهات پلنگ سیاه و ارزش گذاری متعاقب آن «زندگی اراذل و اوباش» قابل ردیابی است.

همچنین در نظر گرفتن میزان ویرانی و عوارضی که «سیاه‌پوستان بد» بر جامعه سیاه‌پوست وارد می‌کنند نیز مهم است. همانطور که آنتونی پین به صراحت بیان می کند، در حالی که «بدی» از قرن نوزدهم به ویژگی تعیین کننده بسیاری از قهرمانان محلی آفریقایی آمریکایی و به طور کلی مردانگی سیاهپوست تبدیل شد، غوطه ور شدن گانگستر در چنین فعالیتی خود ویرانگر است.

همان تقلید هویت گانگستر – بازی صریح گانگستر بودن، و پژواک تاریخی بدی برای مشروعیت بخشیدن به عمل او – می تواند باعث شود که گانگستر احساس پریشانی کند و شاید حتی از تأثیرات واقعی رفتارش مبرا شود.

شاید اولین قدم برای شروع پاسخ دادن به این سوال، نگاه کردن به فویل به گانگستر سیاه، گانگستر سفید باشد.

پس آینده گانگستر چیست؟ با گسترش جمعیت شناسی اجتماعی و با بیکاری نسلی، تنها می توان نتیجه گرفت که این یک پدیده مردانه است که تازه شتاب گرفته است. ماتریس پیچیده‌ای نیز وجود دارد که نشانه‌شناسی و طبقه‌بندی سبک گانگستری را شامل می‌شود.

برای مثال، گروهی به نام «خون ها» گوشواره ای در گوش چپ می انداختند، کلاهش را به سمت چپ می چرخاندند، کفش های کتانی قرمز یا سبز می پوشیدند، و پنج نوع خالکوبی از جمله سر خرگوش پلی بوی و هلال ماه داشتند.

در همین حال، برای «کریپ‌ها»، گوشواره در گوش راست بود، نماد آن‌ها یک ستاره شش نقطه‌ای بود (برخلاف ستاره پنج نقطه‌ای Bloods)، کفش‌های کتانی‌شان می‌توانستند سیاه یا آبی باشند، و خالکوبی‌های آن‌ها یک قلب بالدار و یک سر خرگوش پلی بوی با گوش خمیده‌اش بودند.

این مراسم کوتاه، حسی قوی از پیچیدگی علائم و ارادت دارندگان به آنها می دهد. ثابت شده است که چنین هویت هایی برای بقای شخصی در بیان گروهی تفاوت، تعلق و سرکشی بسیار مهم است.

متأسفانه هزینه‌ی زیادی برای اعتبار این سبک داده شده است، زیرا به کلیشه‌های بزهکاری تداوم بخشیده شده و به روابط تحقیرآمیز با افراد ضعیف‌تر و متفاوت از آنها افتخار می‌شود.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *